عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

عکسای ایلیا بلای ماما♥♥♥

سلام به همههههههههههههههه دوستای خوبم و پسر طلای خودم اول بگم که حالمون خیلی بهتره و ایلیا هم خدارو شکر خوب شده، امروز بردمش پیش دکترش تا خیالم راحت بشه که گفت همه چیزش خوبه و از ماه پیش نیم کیلو اضافه کرده و فقط گفت قطره اهنش و ادامه بدم و داروی خاصی نداد الان هم ساعت 1/47 دقیقه بامداد و ایلیا خوابه و منم سحری واسه میثم جونم درست کردم (قیمه با سیب زمینی) نشستم پای نت میخوام عکسایی که تو شمال ازش انداختم و بذارم، البته اینم بگم که بیشتر عکسا رو مجبور شدم سانسور کنم آخه همش یکی تو عکس بود و گفتم خودم درستش کنم تا نی نی وبلاگ حذفشون نکنه اولین عکس جیگر مادر برای دیدن بقیه عکسها تشریف بیارید ادامه مطلب &...
10 مرداد 1391

علت تاخیر و ماجرا های ایلیا جونم ♥♥♥

سلام به قنده عسلم و دوست جونامون که تو این چند وقته نگرانمون بودن، و ممنونم که بهمون سر زدید و نظر گذاشتید علت تاخیر تو نوشتنم این بود که هفته پیش که رشت بودم سخت مریض شدم و با اینکه دکتر رفتم و امپول زدم و دارو خوردم هنوزم خوب نشدم و حالم بده و بد تر از همه اینکه از چهارشنبه ایلیا هم مریض شد یهو تب کرد و اسهال شد و دو بارم بردمش دکتر ولی هنوز خیلی خوب نشده، دکتر گفت ممکنه از دندوناش باشه، کوتریماکسازول و استامینوفن و دیسیکلومین داد، نمیدونم چیکار کنم، وقتی بی تابیش و میبینم قلبم اتیش میگیره، دلم میخواد زار بزنم و گریه کنم غذا هم خوب نمیخوره، نمیدونم چجوری بهش اب میوه و چیزای مقوی بدم، احساس میکنم خیلی لاغر و ضعیف شده، خیلی کلافه ...
8 مرداد 1391

♥ 14 ماهگیت مبارک ♥

           ماهگیت مبارک نفس ماما                                    ماهه که خدا تو فرشته نازش و بهمون هدیه داد و زندگیمون و زیبا تر و عاشقانه تر کرد، زندگیه من و بابا با وجود تو دیگه چیزی کم نداره و بهترین لحظه هارو با تو تجربه کردیم، امیدوارم تمام زندگیت سرشار از شور و نشاط و سلامتی و خوشبختی باشه عشق کوچولوی ما ، این و بدون که تا آخر دنیا من و بابا عاشقتیم عزیزم        ...
29 تير 1391

ماجرا های اتلیه ایلیا ♥♥♥

سلام به قند عسل ماما، پسر خوشگلم امروز داشتم عکسای کامپیوتر دایی امین و نگاه میکردم که یکی از عکسای چند ماه پیشتو دیدم یادش بخیر 10 ماه و خورده ایت بود دقیق یادم نیست، بردمت آتلیه تا برای پاسپورت ازت عکس بندازم خیلی ماه بودی اصلا اذیت نکردی و نشستی رو صندلی و صاف تو دوربین نگاه کردی و جالبه که با یه بار عکاسی، عکستم خوب شد خانم عکاس هم یه عکس 9 در 13 زد رو شاسی و بهمون اشانتیون داد، اینم عکست گوگولیه من هفته پیش هم بردمت اتلیه ازت عکس بندازم ولی برخلاف تصورم کلی گریه کردی و اصلا بند نمیشدی یه عالمه عکس ازت انداختن ولی تو همشون داری گریه میکنی هر دکوری برات میذاشتن وا نمیستادی ، خلاصه خانمه یه عالمه سیب ریخت جلوت و تا ...
29 تير 1391

مسابقه لبخند یک فرشته....

اینجا ایلیا 37 روزش بود، یادش بخیر چقدر زود گذشت..... اومده بودیم رشت واسه ختنه.... حالا این عکس و انتخاب کردم واسه شرکت تو مسابقه نی نی وبلاگ، لبخند یک فرشته.... اگه خونه بودم عکس زیاد داشتم واسه مسابقه ولی اینم خوبه دیگه ...
27 تير 1391

عااااااااااااااااااااااشقتم عزیزم ♥♥♥

ایلیای نازم عشقم زندگیم، ما هنوز رشت هستیم و بر نگشتیم تهران شاید تا اخر هفته برگردیم پسر خوشملم نمیدونی مامان چقدر عاشقته، هر روز که میگذره بیشتر بهت وابسته میشم و طاقت دوریت و ندارم ، تازگیا چیزای جدید یاد گرفتی و منظورت و خوب بهمون میفهمونی عاشقتم و قتی بهت میگم نفس مامان کیه میزنی رو سینت و میگی م (با فتحه بخونید) یعنی من عاشقتم وقتی بهت میگم پاهات کو، پاهات و میگیری بالا و تلو تلو میخوری عاشقتم وقتی بهت میگم دستات کو دستات و تو هوا تکون میدی عاشقتم وقتی بهت میگم زبونت کو درش میاری و میزنی به لبت و صدا در میاری عاشقتم وقتی بهم میگی ببل (با فتحه روی هر دو ب) یعنی بغلم کن عاشقتم وقتی در ورودی...
27 تير 1391